|
djtanha01: اي دي من + نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386 18:2 توسط ب
بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم بگذار که در حسرت ديدار بميرم در حسرت ديدار تو بگذار بميرم دشوار بود مردن و روي تو نديدن بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بميرم تا بو ده ام اي دوست وفادار تو بودم بگذار که اي دوست وفادار بميرم وقتی که وفا قصه برف به تابستان است و محبت گل نایابیست به چه کسی باید گفت: با تو خوشبخت ترین انسانم!؟؟ میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخندم بیا ادامش رو ببین(ادامه مطلب) + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 22:13 توسط ب |
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 21:57 توسط ب
ار بی وفایی شما ها
که میاین و بی نطر دادن میرین همین هست روزگار ما ۰۰۰۰۰۰ + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 0:58 توسط ب |
شخصيت های مهم دنيا چه کاره بودن ؟
اگه می خوای بدونی یه سر به ادامه مطلب بزن + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 21:27 توسط ب |
|